سلام

برای اولین بار نمی تونم بفهممت

اما میدونم خیلی سخته

یادته چهار سال پیش با هم با چه خون دلی onlysadeghi.com رو راه انداختیم ؟

بی پشت و پناه شدی اما تنها نیستی ... خدا ٬ مادرت ٬ ما و تموم همدمای وفادارت ...

هستیم ... کنارت ... هم غمت ... همدردت ...

حالا هم ٬ هم ما ٬ هم تمام کسایی که این پست رو می خونن برای تنها نذاشتنت و

شادی روح پدر عاشقت فاتحه می خونیم ...

همه با هم به وسعت مشکی ...

براي شادي روح پدر محترم حسین مشرفی يك صلوات بفرستيد

همین ...

محمد اسدیان ... بابک امینی ... بهنام امینی

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389ساعت 23:4 توسط Admin |



+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم تیر 1389ساعت 19:57 توسط امير حسین باسره |



      

            زمان : ۱۹ تیر                          ====>            مکان : سنندج

            زمان : ۲۳ الی ۲۵                    ====>            مکان : کرمان

            زمان : ۲۷ الی ۲۹                    ====>            مکان : بندر انزلی

            زمان : ۳۰ تیر الی ۵ مرداد          ====>            مکان : تهران (ارگانی)

+ نوشته شده در جمعه یازدهم تیر 1389ساعت 23:54 توسط مديريت وب (مشرفی)



خدايا با توام...

سلام خوب هميشه.

مدتی در گيرودار کودکی،کودکانه از تو دور بودم

می دانم دلخوری ، اما به دل خسته ام ببخش.

پس آشتی ! باشه؟

گاهی به آهی ، راهی طولانی می شود وآن قدر

در اين آه راه نور غرق می شويم که گويی

نمی دانيم چرا آغازش کرديم.

عزيزم با تو فقط می توان گفت ، ناگفته های

عمری که ديگران از او گريزانند. از خستگی هايم

نمی گويم چون می دانی ، پس بشنو از بی تو بودنم!

هرگز آهم را نميبخشم که اين گونه دورم کرد

گويی از خويش و تو نبودم . آوارگی روحم را

چه جوابی است جز هزاران سوال بی جواب.

تو از دور می ديدی اما من از نزديک بريدم.

دستان يارگونه ات را برسرم بنواز.« آخه قربون نگاهت ، من که جز تو کسی رو ندارم»

دلم برای خنده هايت تنگ شده.دوستت دارم

با تو باز هم به باغ تو برويم و بگوييم و بخنديم.

ممنونم که دلت برايم سوخت و نگذاشتی بسوزم.

راستش سوختم اما خاکستر نشدم .

سوختم و ساختی من را...

راستی از آن بالا چه خبر؟خيلی وقت است دعوتم نکردی

ميدانم درحد ضيافتت نبودم.

حق داری گلم.اما من بی دعوت می آيم تا باز هم

بيشتر و بيشتر دلت برايم بسوزد.زنجير ابلهانه

تفکرات بچگانه ام زشتم کرد اما...

قول می دهم خوشدل شوم رهايم نمیکنی می دانم.

چون می دانی دوستت دارم.دوستت دارم

چون در گذر هر لحظه من جاری می شوی.

عاشقانه هايم،شاعرانه های همه و همه بی تو،نگاتيو

سوخته ای است که تصويری از آن بي پرده

قلبی نخواهم ديد.بگذار کنارت بمانم.بگذار با تو فخر

فروشی کنم.

تنهاترين لحظه،پرترين حضور تو بود که من نفهميدم.من را ببخش.

خوبِ هميشه،من را ببخش.

داستان هميشگی رفتن و ماندن و بودن پر از خستگی را

می خواهم بشکنم.می خواهم از شعری ،از نتی و شيد

حتی سکوتی ،از اين حلقه تنگ ونفس گير رهايی يابم.

کمک می کنی؟

شک نميکنم بی ترديد «تو با منی هرجا برم خدايا با توام...»


بنا به درخواست يكي از دوستان كه طي ايميلي براي بنده،آهنگ "ناجي" از سلطان مشكي پوش رو درخواست كرده بودند لينك دانلود اين آهنگ بسيار زيبا از رضا صادقي براي "محمد"دوست عزيزم و ساير دوستاني كه تاكنون موفق به گوش سپردن به اين اثر زيبا از مرد هميشه مشكي پوش نشده اند قرار داده مي شود.

دانلود آهنگ "ناجي"

مي گفتم با خودم ديگه بريدم

ديگه تا آخر جاده رسيدم

نفسهاي ضعيفِ آخرين بود

فقط غم تنهايي هامو مي آلود

تموم لحظه هام حسرت و افسوس

من و بغض و شب و سوسوي فانوس

تو وقتي که همه تنهام گذاشتن

دلم کندن زجا پا روش گذاشتن

تو روزايي همه دوري و دوري

هزار سال خستگي عمري صبوري

روزي که حتي سايه ام دشمنم بود

تو لحظه اي که وقت مردنم بود

يکي پيدا شد و قفس رو وا کرد

تو اوج بي صدايي ها صدام کرد

يکي اومد که دوست داشتن مي فهميد

منو از اون منه مُرده جدا کرد

نمي خوام که بره هيچوقت ز دستم

فقط اون مي دونست که خيلي خستم

همه گلدونارو دوباره جون داد

گلاي بي زبونو باز زبون داد

تو روزايي که وقت مردنم بود

روزاي تلخ حسرت خوردنم بود

تو وقتي که نفس ياري نمي کرد

همش اشک و همش رنج و همش درد

+ نوشته شده در جمعه یازدهم تیر 1389ساعت 0:0 توسط Admin |



با سلام به تمامی دوستان

این سری بحث ما در مورد کارهای اخیر آقای صادقی است.

در مورد مراسم خیریه ای که در موسسه خیریه مهر آفرینان که آقای صادقی و گروه مشکی پوش به اجرای برنامه پرداختند تمامی دوستان مشکی پوش از این برنامه اطلاعات کامل رو مطالعه نموده اند.

در ایران کمتر خواننده ای است که به منافع مالی فکر نکند.

نمی دونم آقای صادقی که دست به چنین کار بزرگی که همراه گروه فوق العاده خودش مشکی پوش چه عقیده و فکری دارند ایشان این تنها کار خیرشون نبوده و درسالهای گذشته ایشان را در کنار سالمندان دیدیم که بدون هیچ چشم داشتی برنامه ای اجرا نموده اند.

ودر مراسم خیریه مهر آفرینان که مدال سفیری را دریافت نموده اند. من از طرف خودم و تمامی دوستداران ایشان تبریک عرض می کنم و دوباره مشاهده چنین کارهای بزرگی از طرف آقای صادقی باشیم .

نقد این سری:

در دل آقای صادقی چه نهفته هست که این چنین در کارای خیر بدون هیچ چشم داشتی پیش قدم هستند؟

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم تیر 1389ساعت 11:56 توسط Admin |



پنجره چشمای تو

وقتی به چشمام وا بشه

نمی دونی توی وجودم

باز چه غوغایی می شه

******************************************************

مشاهده عکس ها در ادامه مطلب

..: امیدوارم لذت ببرید :..


>>> ادامه مطلب <<<
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم تیر 1389ساعت 15:17 توسط امير حسین باسره |